تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٧ | ٩:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : کورش

 

من را از هر طرف نگاه کنی ، عاشق تو از آب در می آیم !

&&&&&

قلب کال من در فصل دست های تو می رسد
فصلی برای تمام رویاها ، دستی برای تمام فصل ها

&&&&&

بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری
غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر !

&&&&&

قلب تنها چیزی است که شکسته اش هم کار میکنه

&&&&&

هنوز هم از تمام کارهای دنیا ، دلبستن به دلت بیشتر به دلم میچسبد

&&&&&

زخم که میخوری ، مزه مزه اش کن ، حتما نمکش آشناست !

&&&&&


من را از هر طرف نگاه کنی ، عاشق تو از آب در می آیم !

&&&&&

قلب کال من در فصل دست های تو می رسد
فصلی برای تمام رویاها ، دستی برای تمام فصل ها

&&&&&

بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری
غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر !

&&&&&

قلب تنها چیزی است که شکسته اش هم کار میکنه

&&&&&

هنوز هم از تمام کارهای دنیا ، دلبستن به دلت بیشتر به دلم میچسبد

&&&&&

زخم که میخوری ، مزه مزه اش کن ، حتما نمکش آشناست !

&&&&&

پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او / گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او
نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه با نشانه ی او

&&&&&

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من


&&&&&


ای داد دوباره کار دل مشکل شد

نتوان ز حال دل غافل شد

عشقی که به چند خون دل حاصل شد

پامال سبکسران سنگین دل شد



&&&&&



زندگی سخت است تو آسان بگیر

زندگی درد است تو درمان بگیر

زندگی مار است تو جانش بگیر

زندگی جام است تو کامش بگیر . . .



&&&&&



نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم

نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم

خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت

من باشم و آن کسی که من می خواهم . . .



&&&&&



آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم

آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .



&&&&&



هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر

با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر

تکرار شو حوالی دستان خسته ام

شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر . . .



&&&&&



فرشته مهربون از آسمون اومد پایین و گفت:

ازین دنیا چی می خوای تا برات برآورده کنم !

گفتم: اونی که داره این اس ام اس رو می خونه

گفت: نگفتم که تمومه دنیا رو !



&&&&&



با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . .



&&&&&



باز هم از چشمه لبهای من/تشنه ای سیراب شد سیراب شد

باز هم در بستر آغوش من /رهروی در خواب شد در خواب شد

(فروغ)



&&&&&



زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

زندگی رودی است جاری هر که آمد

کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت

قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار

کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .



&&&&&



قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی را به امید یه لحظه دیدنش به جان میخرم



&&&&&



باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته

زردی روی مرا ، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته . . .



&&&&&



دل صدچاک ما را تیغ ترحم بدرید / دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید

دل من گرچه شکسته ، گوهری ناب شده / عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده .



&&&&&



تا چند نظر به روی مهتاب کنم / خود را به هوای دیدنت آب کنم

یک قطعه ی عکس خود برایم بفرست / تا در دل بیقرار خود ، قاب کنم . . .



&&&&&



این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !



&&&&&



خواب دیدم که دلم بند تو بود / خواب من تعبیر لبخند تو بود

تو به سان گل شدی اوج شکوه / نبض من ، در ساقه آوند تو بود . . .



&&&&&



بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

یا آن که گدایی محبت شده باشد

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است،

بگذار که آیینه نفرت شده باشد . . .



&&&&&



انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم

همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند

همانهایی که برای همه لبخند میزنند

همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند

و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است  . . .



&&&&&



احساس تو چون طراوت باران است

بر زخم شکوفه های گل درمان است

هر وقت که در هوای تو می چرخم

انگار نفس کشیدنم آسان است . . .



&&&&&



من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم

فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم

تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام

ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام  . . .



&&&&&



وقتی خداحافظی میکنیم

چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن . . .



&&&&&



اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم

چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم

کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست

شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .



&&&&&



شکر خدا نشد که عاشقت شوم

تقدیر این نبود که من لایقت شوم

یاد توا کنار دلم چال کرده ام

تا بیخیال تو و هق هق ات شوم



&&&&&



گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری

ولی انگاه همین جا و همین دور و بری

ماه می تابد و انگار تویی می خندی

باد می آید و انگار تویی می گذری . . .



&&&&&


در دل دردیست از تو پنهان که مپرس

تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس

با این همه حال و در چنین تنگدلی

جا کرده محبت تو چندان که مپرس . . .



&&&&&



در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟

تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟

با آنکه ز ما یاد نکردی..

ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟



&&&&&



اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد

اونو بدرقه راهت می کردم . . .



&&&&&



عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود . . .