تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٥ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : کورش



خیلی بی انصافی!!!
رفتم گفتم از "خیرش"می گذرم!
شنیدم که زیر لب گفت:از "شرش"خلاص شدم!
بی انصاف...!


&&&&&



دلم رقص نمی خواهد...!
هی دنیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
تمامش کن!!!!!!!!!!
وگرنه...
سازت را می شکنم این بار.....!!!!!!!!



&&&&&


با زندگی قهر نکن ....
دنیا منت هیچکس را نمی کشد...!


&&&&&


کوچه هاى قدیمى را باریک میساختند تا آدم ها به هم نزدیکتر شوند حتى در یک گذر...
اکنون چقدر آواره ایم در این همه اتوبان سرد


&&&&&






خیلی بی انصافی!!!
رفتم گفتم از "خیرش"می گذرم!
شنیدم که زیر لب گفت:از "شرش"خلاص شدم!
بی انصاف...!


&&&&&



دلم رقص نمی خواهد...!
هی دنیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
تمامش کن!!!!!!!!!!
وگرنه...
سازت را می شکنم این بار.....!!!!!!!!



&&&&&


با زندگی قهر نکن ....
دنیا منت هیچکس را نمی کشد...!


&&&&&


کوچه هاى قدیمى را باریک میساختند تا آدم ها به هم نزدیکتر شوند حتى در یک گذر...
اکنون چقدر آواره ایم در این همه اتوبان سرد


&&&&&


دانه دانه
رج به رج
کلاف آرزوهایم را
با میل خیال تو
بافتم،
سر کلاف به دست تو افتاد...
چه کردی؟
شکافتی شان؟!؟!؟!؟!



&&&&&



می گویم دوستت دارم....
نگو تکراریست!
شاید روزی برسد که نباشم تا تکرارش کنم....



&&&&&


.......این کار هر شب من است.......
قهوه دم می کنم نصصف قاشق سیانور به فنجانت میریزم
لبخند که میزنی می گویم:
"قهوه ات سرد شده بگذار عوضش کنم"
این کار هر شب من است




&&&&&



غمگین ترین جای خاطره
اونجاییکه کم کم احساس کنی
چهره اش هم داره از یادت میره....!



&&&&&


گل یا پوچ؟
دستانت را...
در برابرم مشت می کنی...
می پرسی:گل یل پوچ؟؟؟؟
در دلم می گویم:
فقط دستانت!!!!!!!!


&&&&&



شاید غیرتی شد و برگشت...!
هی کافه چی؟
دستور بده...
سیگار بیاورند..
وپاسور هم....
و مردها را دور میز من جمع کنند...
....................بگو بنوازند...............
شاید غیرتی شد و برگشت...!



&&&&&


به بعضی ها باید بگی:فرق سرت میدونی کجاست؟؟؟
دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


&&&&&


لطفا دیگه تنهایش بگذار لعنتی....!
دستگاه مشترک مورد نظر
از دست"دوستت دارم های" دروغ تو خاموش است...

&&&&&


من از لیلی شدن باکی ندارم ....
ولی مجنون شدن کار شما نیست...!


&&&&&


مهربانی تا کی؟؟؟؟
بگذار سخت باشیم و سرد!!!
باران که بارید... چتر بگیریم و چکمه!
خورشید که تابید...پنجره ببندیم و تاریک!
اشک که آمد...دستمالی برداریمو خشک!
او که رفت....
نیشخندی بزنیم و سوت.....!


&&&&&



بهم میگی خیلی سردی...!
سرد بودن هایم را اگر به حساب تمام گرم بودن هایت با دیگران بگذاری...
 بی حساب میشوییم....!


&&&&&



شوخی باد..!
در باز شد....
حتما باد شوخیش گرفته....!
مسخره! ادای آمدنت را درمیاره....!