تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : کورش

 

امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا قهــــــرم …
امــــــا …
تــــــــــو صدایــــــم کــن …
بـرمـی گـــــــــــــردم !!!♥


&&&&&


آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ..
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای


&&&&&


می گویی: دوستت دارم
و من به کبوتری تشنه بدل می شوم
که به کارد گلوگاه اش عاشق است…


&&&&&


همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "-یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "-قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "-مقداری خرد پشت " چه بدونم"-و اندکی درد پشت" اشکالی نداره" هست.

 برطرف کننده کامل سپیدی مو


امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا قهــــــرم …
امــــــا …
تــــــــــو صدایــــــم کــن …
بـرمـی گـــــــــــــردم !!!♥


&&&&&


آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ..
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای


&&&&&


می گویی: دوستت دارم
و من به کبوتری تشنه بدل می شوم
که به کارد گلوگاه اش عاشق است…


&&&&&


از من فاصله بگیر ….
هر بار که به من نزدیک می شوی
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت
از من فاصله بگیر ….
خسته ام از امیدهای کوتاه … !!!


&&&&&


طعم صداقتت ! را چشیده ام

تعریفی نداشت لعنتــــی!!.

لطفا کمی دروغ بگو

شاید دروغ هایت, صادقانه تر باشد…


&&&&&


خسته شدم از آدمایی که می گن:

“تو خیلی خوبی” ، “من لیاقت تو رو ندارم”

بی لیاقت های عزیز !

حداقل واسه دلیل رفتنتون یه ریزه خلاقیت به خرج بدین ..


&&&&&


خورشید هم خیانت میکند

این روزها صبح ها دیرتر مى آید وعصرها زود مى رود!


&&&&&


آدمهای تنهایی رو می شناسم که همه ی دلیلشون برای تنهایی
نگرانی از تنهاتر شدن است!!!!


&&&&&


برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم

دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: غصه نخور، میگذرد…

برای دلم، گاهی پدر میشوم

خشمگین میگویم: بس کن دیگر بزرگ شدی …

گاهی هم دوستی میشوم مهربان

دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا …

دلم ، از دست من خسته است…


&&&&&


یه خیابونایی…
یه عطرایی…
یه آهنگایی…
یه تکیه کلامایی…
یه لباسایی…
یه کارایی…
یه روزایی…
یه پارکایی…
یه فیلمایی…
یه عکسایی…
یه…
اینا شاید هیچی نباشن،اما گاهی خیلی عذاب آورن برای
یه آدمایی!!!


&&&&&


نـــه ایـــــنکــــــــه زانـــــو زده باشــــم

نـــــــــه

فــــقـــط تـــنهــــــایـــــــــــى ســـــــنکیــــــن اســــــت


&&&&&


ساکت نیستم
لبهایم هم نسوخته است
تنها
تمام ِ من
تاول زده
از آشی که نخورده ام


&&&&&


این روزها

قلب هر کسی را ﻧﺸﺎﻧﻪ بگیرید

تیرتان ﺑﻪ ﺳﻨﮓ میﺧﻮﺭﺩ…


&&&&&


پایان سریال دروغ هایت بود
آخرین لبخندت…..

و چه ساده بودم من!!

که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم…!!


&&&&&


روزی که به مردی برخوردی
که یاخته های تن‌ات را به شعر بدل کند
و با پیچش موهایت شعر بسازد
روزی که به مردی برخوردی
که قادرت کند مثل من
با شعر حمام کنی
سرمه بکشی
و موهایت را شانه کنی
آن روز می گویم
تردید نکن
با او برو
مهم نیست مال من باشی یا او
مهم اینست مال شعر باشی