تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ | ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : کورش

 

تو زیبایی و همچون موج دریا پر هیاهویی /

منم تشنه کویری ، که ندارد هیچ آهویی /

بیا یک شب کنارم تا سحر بنشین ببین جانا /

که خوشتر باشد از صد موج این بی ها و بی هویی .
 

&&&&&

تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گراید ، خاطرات پاک به یاد هم بودن است .


&&&&&


تو صبح باش ! من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم !


&&&&&


ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت /

ندارم من دلی جز عاشق تو / نباشم من دمی جز در پناهت .
 

&&&&&




تو زیبایی و همچون موج دریا پر هیاهویی / منم تشنه کویری ، که ندارد هیچ آهویی / بیا یک شب کنارم تا سحر بنشین ببین جانا / که خوشتر باشد از صد موج این بی ها و بی هویی .
 

&&&&&

تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گراید ، خاطرات پاک به یاد هم بودن است .


&&&&&


تو صبح باش ! من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم !


&&&&&


ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت / ندارم من دلی جز عاشق تو / نباشم من دمی جز در پناهت .
 

&&&&&


یستادن اجبار کوه بود ، رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدیر برگ و صبر پاداش آدمی ، پس بی هیچ پاداشی حراج محبت می کنیم که همه ی ما خاطره ایم !


&&&&&


باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ، نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن !



&&&&&


عزیزم ، دلتنگیت را چگونه بیان کنم که قلبم فراتر از واژه های زمین برایت تنگ است .



&&&&&


نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !


&&&&&


یوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ، نه تو می آیی نه او گرم می ماند ، چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟


&&&&&


دیروز دلم دوباره یک مهمان داشت / افسوس که مهمانی او پایان داشت / صد حرف نگفته در دلم بود هنوز / ای کاش زمانه دور برگردان داشت .



&&&&&


من هنوزم از بازی کلاغ پر می ترسم! می ترسم بگویم تو، و تو آرام بگویی پر!



&&&&&


از درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .


&&&&&



نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی؛ نه آن قدر ببین که هرگز عاشق نشوی.



&&&&&


به قلب مهربانت بگو هیچ چیزیادت را از خاطرم نخواهد برد حتی وجود فاصله ها !



&&&&&


انتهای دریا را برکه ها نمیفهمند
پس ببخش اگر گاهی گم میکنم نشانیت را...


&&&&&